| X Close | ||
با تو رفتم
بی تو باز آمدمممم
از سر کوی او...... دله دیووانه...........
پنهان کردم در خاکستر غم
آنهمه آرزو ... دله دیوووووااااانه ..................................
چه بگویم با من ای دل چه هاااا کردی ...
تو مرا با عشق او آشنا کردی ...
عزیزم...
اصلا وقتی میگی دلت گرفته هاااا من اینجا دیوونه میشم...
میدونم میفهمم چقدر تو سختی هسی...میدونم تنهایی. ...
منم اگر چه تنهام اما تنهايي رو دوست دارم چون لحظه لحظه اش خاطرات تو رو تازه مي کند...
اینو نگم چی بگم ؟؟؟؟
ای بابا میبینی ......مثلا اومدم شاد بنویسم و به اینجا رنگه شادی بدم هاااا
نگا چی نوشتم...
ولی عیب نداره چیزی نمونده...ایشالا کمتر از ۲ ماه دیگه میبینیم هم رو...
اون وقته که میترکونیم :دی
تلافیه همه دوریا و و سختی ها و تنهایی ها
و بیرون نرفتن ها و با هم نبودن ها و ندیدن ها و نبوسیدن ها و دل تنگی ها و ..... رو در میاریم.
<><> به چه مشغول كنم ديده و دل را كه مدام دل تو را مي طلبد ديده تو را ميجويد <><>
بدون محدوديت در استفاده از کد ها در سرويس دهندگان وبلاگ
هم اکنون عضو شويد