| X Close | ||
تو اگه بخوای فقط با یک نگاه من برات خورشیدو آتیش می زنم یه روزی دلم اگه تو رو نخواد من اونو از توی سینه می کنم تو رو به خود خدا به تموم این شبا تو رو جون رازقی به نماز عاشقی قسمت می دم قسمت می دم از عشقم نگذری

گر نيايي تا قيامت انظارت مي کشم منت عشق از نگاه پر شرارت ميکشم ناز چندين ساله از چشم حقارت مي کشم تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم

روزگار گفت :
عمرت را به بهاي دنيا بفروش !
گفتم : نفروشم ....
اندک اندک آنرا گرفت
بي آنکه بهاي آن را بپردازد

نمی دونم که کی عمرم تموم میشه،نمیدونم وقتی میخوام با این دنیای مادی خداحافظی کنم کی بالا سرمه،نمیدونم وقت مردنم به تو رسیدم یا نه ، ولی تو رو خدا نزار با حسرت بی تو بودن از این دنیا برم،بذار حداقل دلم خوش باشه به عشقت .به خدا همه و همه آرزوم این بود که قبل از رفتنم به چشمات نگاه کنم و بگم دوست دارم و حال که میخوای کمترین چیز رو از من دریغ کنی پس بزار دلم به این خوش باشه که در حسرت عشقت مردم،اگه بشه گفت دلخوشی،ولی من به حسرتشم قانع هستم...

غربت من هر چي که هست از با تو بودن بهتره
آخر خط زندگي اين نفساي آخره
وقتي دارم با هر نفس از اين زمونه سير مي شم
وقتي با يه زخم زبون از اين و اون دلگير ميشم
اين آخر راهه ديگه بايد که تنها بميرم
تنها تو اوج بي کسي تو غربت آروم بگيرم
بايد برم بايد برم بايد که بي تو بپرم
آخ که چه سنگين مي زنه اين نفساي آخرم
سکوت من نشونه ي رضايتم نيست ميدوني
گلايه هامو ميتوني از توي چشمام بخوني
بگو آخه جرمم چيه که بايد اينجور بسوزم
هيچي نگم داد نزنم لبامو روهم بدوزم
در به در غزل فروش منم که گيتار ميزنم
با هرنگاه به عکست انگار من خودمو دار مي زنم
نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سياه تو
نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سياه تو
از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟
گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست