.•*..*• تنها از تنهایی*•.•*..*•.

همه چی از همه جا
Bookmark || || RSS

 

 

وقتی که دیگر رفت...

من به انتظار امدنش نشستم...

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد...

من او را دوست داشتم...

وقتی که او تمام کرد...

من شروع کردم...

وقتی که او تمام شد...من اغاز شدم...

و چه سخت است تنها متولد شدن...

مثل تنها زندگی کردن است...

مثل تنها مردن...


?bardiya2 | پیوند | 0 نظر | ارسال نظر