.•*..*• تنها از تنهایی*•.•*..*•.

همه چی از همه جا
Bookmark || || RSS

   شاه ماهي موسيقي ايران بي شك كسي جز گوگوش نيست كسي كه به خاطر سكوت بيست و دو ساله اش مورد توجه همگان بويژه هنرمندان و نويسندگان بوده و علاوه بر نوشتن كتابهايي در مورد او و زندگيش و ساختن فيلم، بسياري از ترانه هاي او نيز بازسازي شده و توسط خوانندگان زيادي مجددا اجرا شده است مثل ابي، مارتيك، هاتف، نوش آفرين، شهرزاد سپانلو و... حتي « گنايا كوبي » خواننده سوئدي نيز ترانه « صداي پا » را به فارسي اجرا كرده است و شهبال شب پره براي « گروه سيلوت » ترانه اي با نام « پلي به گذشته ها » در مورد گوگوش ساخته است. همه اين توجهات مرهون شناختي است كه در طول سالهاي سكوت، ديگران نسبت به گوگوش و كارهاي او پيدا كرده اند.

   "فائقه آتشين" ملقب به گوگوش در ۱۸ بهمن ۱۳۲۹ در خيابان سرچشمه تهران از پدر و مادر آذربايجاني كه از مهاجران آذربايجان شوروي سابق بودند متولد شد. نام فائقه را بر وزن نام مادرش فائزه براي او انتخاب كردند. در سن دو سالگي پدر و مادرش از هم جدا شدند. گوگوش يك برادر تني كوچكتر داشت كه در سن ۲۴ سالگي براثر رماتيسم قلبي درگذشت و سه برادر ناتني از پدرش و يك برادر و يك خواهر ناتني از مادرش كه بعد از جدايي با يك مرد كليمي ازدواج كرده بود، دارد. در همسايگي آنها يك خانواده ارمني زندگي مي كردند كه او را از كودكي با نام گوگوش صدا مي زدند و با اينكه گوگوش معمولا اسم مرد ارمني است اما اين اسم براي هميشه ماندگار شد و بعدها كه او كار هنري را شروع كرد همين اسم را روي خودش گذاشت. پدر او صابر آتشين در كار نمايش بود و در آن سالها در سقاخانه ها برنامه اجرا مي كرد در سالهاي كودكي گوگوش همراه پدرش به محل كار او مي رفت و تا سه سالگي همكار پدرش در عمليات آكروباتيك روي صحنه بود و در سه سالگي با شيرين زباني و استعداد زياد نشان داد كه چگونه مي تواند كار آوازه خوانان و رقصندگان حرفه اي را تقليد كند و كم كم در برنامه هاي پدرش نقش اصلي را پيدا كرد و دو برابر پدرش دستمزد مي گرفت. گوگوش در سن ۸ سالگي كار خوانندگي را در برنامه هاي صبح جمعه راديو ايران شروع كرد. پس از آن در سنين نوجواني شروع به اجراي برنامه در كاباره هاي بزرگ تهران كرد. اولين كاري كه به طور مستقل اجرا كرد ترانه قصه وفا ساخته پرويز مقصدي بود. در اوخر دهه ۵۰ همراه با گسترش استفاده از تلويزيون و برنامه هاي موسيقي و رقص، اين دستگاه ارتباطي جديد فضاي جديدي براي هنرنمايي هاي گوگوش به وجود آورد و او از اين طريق توانست به مشهورترين خواننده آن دوران تبديل شود. دامنه شهرت گوگوش و محبوبيت او خيلي سريع از مرزهاي ايران فراتر رفت و دركشورهاي فارسي زبان ديگر مثل افغانستان و تاجيكستان محبوبيت زيادي پيدا كرد. براي خيلي از علاقمندان و مردم در اين كشورها گوگوش يكي از برجسته ترين سمبل هاي هنر ايراني و هنرمندي بود كه راه را براي شناسايي ديگران بازكرد. در دوران پربار اما كوتاه فعاليت هاي حرفه اي گوگوش درعرصه موسيقي پاپ در ايران، او با ترانه سرايان و آهنگسازان متعددي همكاري كرده است، كه اكثر آنها شايد بهترين آثار خود را به زبان گوگوش و با كمك خلاقيت و توانايي هاي ويژه او توانستند به آهنگ هاي به يادماندني تبديل كنند. واروژان ، پرويزمقصدي، جهانبخش پازوكي، حسن شمائي زاده، شهيارقنبري و ايرج جنتي عطائي هر يك دوره اي كوتاه يا بلند اما بسيار موفق از همكاري با گوگوش را تجربه كرده اند. از يادگارهاي گوگوش براي دختران ايراني شلوار پسرانه و موي كوتاه پسرانه معروف به موي گوگوشي بود. گوگوش بعد از انقلاب ازصحنه هنر دور شد و با وجود همه فشارها و شايعات از ايران خارج نشد و حتي يك بار نيز كه براي ديدن فرزندش كامبيز قرباني از ايران خارج شده بود مجددا به ايران بازگشت تا اينكه در سال ۱۳۷۹ بعد از ۲۲ سال سكوت، اولين كنسرت خود را در ترنتوي كانادا به روي صحنه برد و با آلبوم زرتشت شعري از نصرت فرزانه و آهنگي از خود گوگوش و گيتار بابك اميني به عالم هنر بازگشت.

   از ترانه هاي ماندگار گوگوش مي توان به ترانه هاي مخلوق، پل، باور كن، كوير، پيش كش، فاصله، غريب آشنا، خوابم يا بيدارم و... اشاره نمود.

 

درباری زندگی شخصی گوگوش این سلطانه بی همتای ایران چه میدانید

 

گوگوش                                     GOGOSH

٭ درباره گوگوش

18 بهمن 1331 سالروز تولدگوگوش
دربچه گي گوگوش بابچه اي ازيك خانواده ارمني بازي مي كرد كه اورا گوگوش صدا ميكرد.بااينكه درميان ارمنيها گوگوش نام مرداست،براي فائقه هميشه ماندگارشدواو نيز ازاين نام خوشش آمد.
پدرگوگوش - صابر اهل سراب تبريزاست.
گوگوش از سه سالگي خواندن را شروع كرد.

اولين ازدواج گوگوش با محمودقرباني برادر احمدقرباني صاحب كاباره ميامي تهران.اين ازدواج به جدايي انجاميد حاصل آن كامبيز يگانه فرزنداست.
               

 
       
پس از فيلم همسفر،بهروزوثوقي وگوگوش ازدواج كردند.كه 14 ماه بيشترطول نكشيد.
ليلافروهر،نوشافرين،نازي افشار از جمله چهره هايي بودند كه كاباره دارها براي شكستن شهرت گوگوش بكارگرفته شدند.
در سال 1971 در جشنواره كن براي انتخاب بهترين خواننده سال از ميان آوازخوانان جوان و آنهايي كه به تازگي صفحاتشان به بازار اروپاوآمريكا عرضه ميشوددر ميان 50 خواننده ي جوان بهترين خواننده ي جوان 1971 برگزيده شد.
اكثرآهنگهاي جاودانه ي گوگوش راهنرمندمعروف ايراني حسن شماعي زاده آفريده است.ونوار غريبه آشنا تمامي 13 آهنگ آنرا شماعي زاده ساخته است.
شهيارقنبري نيز از 18 سالگي با گوگوش همكاري داشته و ترانه سرايي ميكرداومجموعا 25 ترانه برای گوگوش سروده(به گفته ي خود شهيارقنبري) 
                                     
                              آهنگ گوگوش 
                                                                       

 

مهستی بانوی آوازایران درگذشت

مهستی بانوی آوازایران درگذشت وبه آسمان پرکشیدروحش رابه بنفشه های عاشق سپردتاعاشقانه

دردل همه ماایرانی هاجاودانه بماند.مهستی فقط یک خواننده نبودچه کسانی بودندکه باصدای این

خواننده عزیزکشورمان گریه وشادی کردند.وبسیاری عشق وعاشق شدن راباصدای مهستی تجربه

کرده اند.مهستی در۱۱شهریورسال 1327متولدودردوشنبه4تیرسال1386براثرسرطان روده پرکشیدو

عاشقانش راباقلبی آکنده ازغم واندوه تنهاگذاشت

مهستی (زاده ۱۱ شهریور ۱۳۲۷ - درگذشت ۴ تیر ۱۳۸۶) خواننده ایرانی موسیقی سنتی و پاپ

است نام اصلی او خدیجه دده‌بالا است.از خوانندگان موسیقی اصیل و همچنین پاپ ایران است و در

نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد. خواهر او نیز یکی از بزرگ‌ترین

خوانندگان درگذشته موسیقی پاپ ایران یعنی هایده است. هایده از مهستی بزرگتر بود، اما مهستی

زودتر از خواهر خودپا در وادی هنر گذاشت. وی نام خود را از مهستی گنجوی شاعره ایرانی وام

گرفته بود.مهستی در تاریخ چهارم تیر سال ۱۳۸۶ و به علت بیماری سرطان روده بزرگ در

کالیفرنیا درگذشت از وی ۳۵ آلبوم برجای مانده است

دل ازهمه بریدن سرزیرپرکشیدن

ازآینه هم گشذتم امابه خودرسیدم

وقتی که دیدم ای وای موندن خودش عذابه

هرچی می پرسم ازعشق یک حرف بی جوابه

هوای یارکردم

ترک دیارکردم

ساقی ببین آزورده ام

ساقی ببین افسرده ام

مست وخرابم

آه ای همیشه مهربان

امشب توهم کردی جوابم

ساقی اگرساقرم شکنی

قلب پاک مرازیرپافکنی

برنمی گیرم ازکوی عشق تودامن

ساقی تویی آرزوی دلم

گفتگوی دلم پیش مستان مریزآبروی دلم

این توواین دل من

سلام

خورشید روبرومه

تاریکی تمومه

امروز اومد از راه

اونی که آرزومه

بله زندگی بهتر از این نمیشه سال تحصیلی شروع شده و من به همه تبریک میگم

(باور نکنید )

من واقعا وقت نداشتم اگه داشتم زودتر آپ می کردم

خوب بریم سر تحلیل آلبوم زندگی

قسمت ششم : قسمت نبود عزیزم

این آلبوم ترانه های شادی داره

تو این آلبوم منصور 5 تا از آهنگ هارو ساخته

و نسبت به آلبوم فقط به خاطر تو آهنگ ها قشنگ ترهستند

 برای تحلیل این آلبوم دست ما بسته است

چون اکثر ترانه ها عاشقانه هستن و چیزی برای گفتن ندارن

ترانه ی زندگی با شعر پاکسیما و آهنگسازی منصور ترانه ایست عاشقانه که بین جوانان طرفداران زیادی داره

ترانه ی یکی بود یکی نبود ریمیکس دومین ترانه ی این آلبوم بود منصور در آلبوم های قبلی همچین ترانه ای نداشت و این آهنگ از این جهت زیبا بود

ترانه ی بعدی دوست دارم هست که به توصیف معشوق می پردازد

از زلالی عشق می گوید

نازک نارنجی ترانه ای از بابک روزبه

کلاغه گفت شیطونیات تابه تاست

اکثر طرفدارای منصور میگن این ترانه نباید در این آلبوم قرار می گرفت

که من هم باهاشون موافقم و به نظر بهتر بود که این ترانه به آلبوم بعدی انتقال داده می شد که نشد و به گفته ی منصور این آخرین ترانه ای بوده که برای آلبوم ضبط شده

ترانه بعدی بیبن هست من این ترانه رو خیلی دوست دارم

و به نظرم شعر قوی داره

برای تو نوشتم

تنها تویی بهشتم

نرو از سرنوشتم

ترانه از هراس نرسیدن به یار می گوید و عشق ورزیدن خود به معشوق را ثابت می کند

آهسته دل سپردم

آهسته بی تو مردم

تو این شبای غربت

تو رو از یاد نبردم

ترانه ی یکی بود یکی نبود به نظر من حق با سیامک و مخاطب منصور در این ترانه خداست اولین عاشق مقصد ما معنی هستی آغاز کننده و ...

و خودی نمی دونم درباره ی این ترانه چی بگم هر چی بگم کمه

قضاوت در مورد این ترانه را به خودتون می سپارم

و یه نکته با شروع مدرسه من نمی رسم زود آپدیت کنم

و اگه نوشته های ما طرفداران منصور را راضی نمی کنه 

اگه منصور بیشتر از این چیزی که ما می نویسیم مارو ببخشید

یکی از دلایلی که عنوان این وبلاگ منصور هست

این که ما هر چی درباره ی منصور بگیم کمه

 

 

 

 

آلبوم فقط به خاطر تو پنجمین آلبوم منصور بود که در سال ۲۰۰۰ وارد بازار شد.

استفاده از اشعار پاکسیما ، حضور دوباره ی شهریار قنبری ، آهنگ سازی منصور ، خروج عبدی یمینی از آلبوم های منصور ، باز خوانی آهنگ چشمان سیاه و بازی کاندس در ویدئو های منصور از جذابیت های این آلبوم بود . که با استقبال زیادی هم روبرو شد.

شاید این آلبوم در ادامه ی آلبوم قبل باید با ترانه ی بنویس شروع می شد رفتن عشق اول منصور دیدار منصور با عشقی نو در فقط به خاطر تو دوری او از منصور در انتظار باز گشت او در وقتی نیستی و خواندن ترانه های عاشقانه برای او در عشق آتشی و چشمان سیاه

تمام ترانه های این آلبوم عاشقانه است نسبت به آلبوم قبل که عاشقانه های آن به یکی دو تا خلاصه می شد.

ترانه ی فقط به خاطر تو شعرش از پاکسیما هست با الهام از ترانه ی مریم حیدر زاده .

هم در ویدئو و هم در کاور این آلبوم نوشته شده این ترانه از ترانه مریم حیدر زاده الهام گرفته شده.

اما ایشون ادعا های مسخره ای را بیان کردند و فکر کردن فقط به خاطر تو عبارتی است که ایشون با استفاده از قدرت زایایی زبان ساختن.

تنها شباهت ترانه پاکسیما و خانم حیدر زاده همین فقط به خاطر تو هست.

از این ترانه که بگذریم می رسیم به عشق آتشی یکی از محبوب ترین ترانه های این آلبوم با شعر پاکسیما و ملودی سیاوش قمیشی همسایه ی ما که هر روز این آهنگ را گوش می کنه صداش هم تا آخرین ولوم بالا می بره.

در این ترانه منصور به عشقش این باور رو میده که می تونه به اون تکیه کنه در این ترانه منصور بهترین تعریف را از عشق می کنه از حوس دوری می کنه و عشق را کهنه شدنی نمی پندارد.

می رسیم به ترانه بعدی یعنی چشمان سیاه که ترانه ایست تاجیکی .

وقتی نیستی آهنگ از منصور شعر از پاکسیما آهنگ نسبتا خوبیه.

نذار کسی تو قلبت جای منو بگیره

در این آهنگ منصور از عشقش تقاضای وفا دارد.

ترانه ی بعدی انتظار هست.

شعر از شهریار قنبری ، آهنگ و تنظیم : فرهاد مرفه

هر کس از این ترانه برداشت خودش رو داره ولی با یه نگاه سطحی به این ترانه منصور از رفتن معشوقش می گوید و از مشکلات زندگی در غربت میگوید که با وجود نبودن یار غیر ممکن هست.

بحث در مورد این ترانه خودش به یه پست جدا گونه احتیاج داره که به موقعش بهش می پردازیم.

و ترانه آخر یعنی بنویس شعرش از هما میر افشار هست و آهنگ و تنظیمش هم از فرد میرزاست.

ترانه ریتم ملایمی داره و شعرش هم زیباست. در این ترانه منصور با اینکه امیدی نداره اما باز خودش نمی بازه و هنوز امید داره شاید بی ربط ترین قسمت این ترانه قسمتیست که از ترانه ی همسفری نیست برداشت شده نه از نظر معنایی ربطی به شعر اصلی داره نه از نظر وزن و این تنها ایرادیه که میشه به این آهنگ گرفت.

غریبونه شکستم من اینجا تک و تنها

دل خسته ترینم در این گوشه ی دنیا

ای بی خبر از عشق نداری خبر از من

روزی تو می آیی نمانده اثر از من

 

ظهر روز یکشنبه 27.03.2005 برابر با هفتم فروردین 84، رستوران حاتم، شهر وین:

درکنارمنصور، خواننده محبوب ایرانی، صدای برخاسته از نسل جوان، که با اشتها مشغول صرف جوجه کباب بود، چند ساعتی نشسته و گپ زدیم . حاصل این گفت و گوی دوستانه را به صورت کوتاه در اختیار شما دوستان سایت ایرانی می گذاریم.

     

منصور جان متولد چه ماهی هستی ؟

- متولد ششم مرداد ماه

در کجا به دنیا آ مدی ؟

- در تهران

mansour in wien

 

از دوران کودکیت بگو.....

- من بیشتر با مادربزرگم که ساکن میدان ژاله بود زندگی می کردم و تمام خاطرات کودکیم دردوران مدرسه خلاصه می شود که در دبستان مهرجو  خیابان نادری تمام مدت با دوستان مشغول شیطنت بودیم .

 چه سالی و چگونه از ایران خارج شدی ؟

- در سال 1364 یعنی 1985 از ایران به صورت قانونی برای ادامه تحصیل خارج شدم ولی با   دلتنگی و ناراحتی بسیار زیاد به دلیل دور شدن از خانواده و دوستانم. بعد وارد مدرسه ای در  لوس آنجلس شدم که با کمک دوستان زیادی که پیدا کرده بودم، دوری از عزیزانم برایم قابل تحمل تر شد.

مجردی یا متاهل ویا نامزد...

من مجرد هستم.

mansour in vienna  

از چه سالی به صورت حرفه ای به این کار پرداختی؟

- اولین  آلبوم من در سال 1994 با زحمت دوستان خوبم  منتشر شد  و تا الان 11 سال است  که کار حرفه ای  می کنم.
البته در حال حاضر سعی می کنم که آهنگ هایم را خودم بسازم و آهنگ "دیوونه " هم  از کارهای خودم است همینطور در سرودن شعر هم همکاری کرده ام.

امسال در تور اروپا در چند کشور کنسرت داشتی ؟

- در هفت کشور، هشت کنسرت، که امشب در وین نهمین را اجراء می کنیم

در این سفر ها فرصت گشت و گذار  در شهر های مختلف را داشتی؟

- نه، متاسفانه این بار به دلیل فشردگی برنامه ها موفق به بازدید از شهر ها نشدم.

وقتی روی صحنه هستی و برای ایرانیها می خوانی آیا به این فکر می کنی که روزی در ایران برای مردم بخوانی؟

- در ایران خواندن فعلا برای من یک آرزوی دور است... (نگاه غمگین منصور ما را چند لحظه ای وادار به سکوت کرد.) اما هر چه کشوری که در آن برنامه دارم به ایران نزدیک تر باشد، احساس من هم به ایران بسیار نزدیک تر است، مثلاً در دوبی به دلیل حضور دوستان زیادی که از ایران به آنجا آمده بودند، احساس نزدیکی خاصی به مردم و ایران می کردم.

منصورجان تو کسی بودی که در فرصت کم خیلی سریع  به محبوبیت و موفقیت  رسیدی، در این رابطه  پیشنهادت به جوانها چیست ؟

- به نظر من باید همیشه هدف راخیلی بالا گرفت و برای رسیدن به آن تلاش کرد،  در این صورت دستیابی به نقطه ای پایین تر از هدف هم میتواند موفقیت مطلوبی باشد....

mansour in vienna  

در حالی که صداقت و برخورد صمیمی منصور عزیز، مارا مجذوب خود کرده بود، علی رغم میل باطنی، برای چند ساعتی استراحت قبل از اجرای کنسرت، از او خداحافظی کردیم.

 
 
mansour autogramm  

(ضمنا منصور برای دوستان سایت ایرانی عکس خود را همراه با متن کوتاهی امضاء کرده است که به تمام علاقه مندانی که
e-mail خود را برای ما ارسال کنند، فرستاده می شود.)

 
 
 

در پایان از همکاری و پذیرایی صمیمانه مدیریت و کادر رستوران حاتم برای فراهم آوردن محیطی مناسب برای مصاحبه ،تشکر می نماییم.

 

موفق و پیروز باشید

زندگی نامه معین

۱. زندگی نامه معین
معین در سال ۱۳۳۰ در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده ای
کاملا مذهبی و از نظر مالی در سطح متوسط و پر جمعیت به دنیا آمد. او در دوران
نوجوانی و جوانی قرآن را با صوت و اشعار و غزلیات شعرای بزرگ را با لحنی زیبا
میخواند. وی در سن ۱۸ سالگی با یادگیری ساز تار با نتها و گوشه های موسیقی و
آوازی آشنا شد. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادمانی برنامه های
بسیاری در شهر خود و دیگر شهرهای استان اصفهان اجرا میکرد.
۲. زندگی حرفه ای
معین در سن ۲۰ سالگی در اصفهان به خاطر استعداد و صدای زیبای خود توانست با
اساتیدی همچون تاج اصفهانی و حسن کسائی آشنا شود و در کلاس های آواز و موسیقی
ایشان شرکت کند. معین در سالهای پیش از انقلاب اسلامی در ایران( از سال ۵۵ تا
۵۸ ) به طور مداوم هر شب در هتل عباسی و هزارویک شب اصفهان برنامه اجرا
میکرد. او به خاطر همین کار توانست با افراد بیشتری در زمینه موسیقی و آواز
آشنا شود. بعد از انقلاب اسلامی معین فعالیتهای خود را تا قبل از انقلاب
فرهنگی ادامه داد و در سال ۵۹ توانست اولین کاست خود را با نام یکی را دوست
میدارم را منتشر کند و صدای خود را به تمام ایرانیان در سراسر ایران و دنیا
برساند. وی در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و در ایالات متحده آمریکا با کمک
دوستانی همچون هایده توانست کار خود را شروع کند و تا به امروز ادامه دهد.
شایعات
اولین و باور انگیز ترین شایعه در مورد معین اینست که میگویند معین نا بینا
میباشد. در صورتی که معین از هر دو چشم بینا است و فقط یکی چشمان او به خاطر
صدمه دیدن عصب پلک او در زمان نوجوانی کم سو شده و به خاطر غیر متعادل بودن
پلک ( ناتوانی باز نگه داشتن او در زمان طولانی) چشمش از عینک آفتابی طبی
استفاده میکند.
دومین شایعه که بیشتر از روی اشتباه است نام معین میباشد که او را به اسم رضا
میشناسند و گروهی اسمش را معین میدانند در صورتی که نام وی نصرالله میباشد.
رضا شاعر بیشتر آهنگهای معین قبل از خروج وی از ایران بوده و بخاطر اینکه در
کاستهایی که منتشر شد نام این دو را در کنار هم به این صورت رضا . معین چاپ
کرده بودند بیشتر دوستاران وی به اشتباه او را رضا معین خواندند و یا بعضی ها
اسم او را معین تصور کردند.
شایعات بسیار دیگری هم هست همانند اینکه امید برادر معین میباشد در صورتی که
معین هیچ نسبتی با امید ندارد(معین ۳ برادر به نامهای مصطفی مرتضی و فتح الله
داشت که فتح الله در سال ۱۳۸۲ فوت کرده). ویا اینکه معین در آمریکا دارای چند
شرکت بزرگ و چند غمار خانه و مشروب فروشی است. در صورتی که او تنها منبع
درآمدش فقط از راه خوانندگی و کلاسهای موسیقی میباشد. وی از مشروب متنفر است
زیرا او به دین اسلام اعتقاد دارد و نماز خود را ترک نگفته و همیشه با خدای
خود در راز و نیاز است. و همیشه موفقیت خود را در کمک خداوند به خود میداند.
امروزه معین به خاطر موقعیت بالایی که دارد بیشتر از پیش به آهنگها و ترانه
هایی که قرار به اجرای آن دارد حساسیت نشان میدهد. و از طرف دیگر به خاطر
وجود افرادی که هیچ از این هنر والا نمیدانند و فقط صرف داشتن موقعیت مالی
بالایی که برخوردارند بیشتر این هنر را به تفریح تشبیه کرده اند کمتر کسی هست
که اشعار و آهنگهای مناسب برای معین بسراید و بسازد. به همین خاطر انتشار
کارهای جدید از طرف او با فواصل بسیار انجام میگیرد.

 

 

ای عشق خوب من
تا لحظه مردن
تعبير خواب عشق در صبح ميلادی
با قلب معصومت
عشق و به من دادی
در فصل پاييز عشق

ای هم صدای من
در غربت موندن
شب قصه های تو
روح شکستن بود
عشق شريف تو از خود گسستن بود
با من باش تا شهر عشق

در من کسی به گريه
ميخواد که تو بمونی تو خلوت شبها
آواز فاصله رو ميشه که تو نخونی
تو قلب اين تنها

من زخمی و تن خسته
تو مرحم تن من باش
تا مرز عاشقانه تو تکيه گاه رفتن باش

.؟. کهنه پدر
پاره و پوسيده و سرد
دستای گرم تو برام ظهور خورشيد
تا آخرين نفس بمون
تو اين سفر مرگ

 

آسموني >>> حميد شب خيز

 

آسمونی آسمونی
تو که پيشم نمي مونی   تو که پيشم نمي مونی

یه دفعه چشماتو وا کن
 چشمای منو نگاه کن
 تا که حرفامو بخونی
آسمونی آسمونی

آسمونی نمیدونی
 چه ملامت ها کشیدم
تا به عشق تو رسیدم
شب تا چشمامو ميبستم
 تو رو پیش روم میدیدم

تو از آسمونی و من یه زمینی حقیرم
دشت پرواز تو دنیا
 اما من مرغی اسیرم
آسمونی گر بمونی زندگی از سر می گیرم
اگه دستامو بگیری  میدونم که پر میگیرم
ميرم اونجايی که رنگ هيچ زمينی رو نبينم
اما رفتی که محاله  چون خودم اهل زمينم

آسمونی آسمونی
تو که پيشم نمي مونی   تو که پيشم نمي مونی
یه دفعه چشماتو وا کن
 چشمای منو نگاه کن
 تا که حرفامو بخونی
آسمونی آسمونی

آسمونی آسمونی
اون چه در پای تو ريختم
زندگی بود و جوونی
چی بگم خودت ميدونی
 
تو از آسمونی و من یه زمینی حقیرم
دشت پرواز تو دنیا
 اما من مرغی اسیرم
آسمونی گر بمونی  زندگی از سر می گیرم
اگه دستامو بگیری  میدونم که پر میگیرم
ميرم اونجايی که رنگ هيچ زمينی رو نبينم
اما رفتی که محاله  چون خودم اهل زمينم

آسمونی آسمونی
تو که پيشم نمي مونی   تو که پيشم نمي مونی
یه دفعه چشماتو وا کن
 چشمای منو نگاه کن
 تا که حرفامو بخونی
آسمونی آسمونی

آسمونی آسمونی
اون چه در پای تو ريختم
زندگی بود و جوونی
چی بگم خودت ميدونی

آسمونی

 

 

پرستوی عاشق >>> سیما بینا

فريدون مشيری  اقبال مشيری  سيما بينا  مريم نشاط

پرستوی ناز من
شريک پرواز من
ز دلم تو خبر نداری  ز دلم تو خبر نداری

چو مرغکی بی قرار
بيا چو باد بهار
تو مگر بال و پر نداری  تو مگر بال و پر نداری

چشم به ره منتظرت
تشنه ديدارت
تاب و توان دل من
روی پريوار ت
نوش که لب چون شکرت داروی درد من
روشن و گرم از تو شود کلبه سرد من

پرستوی ناز من شريک پرواز من
ز دلم تو خبر نداری  ز دلم تو خبر نداری

چو مرغکی بی قرار بيا چو باد بهار
تو مگر بال و پر نداری  تو مگر بال و پر نداری

 

 

پریا >>> شهرام شب پره

 شهرام شبپره و ابی

ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند

ای یار قشنگ مو بلند مشکی پوشم
با رنگ ابرو هات شرق شرق نزنی تو گوشم
اگه یه روز بیای رو پشت بوم رخ بنمایی
خورشید که بخواد بالا بیاد روشو میپوشم
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند
ای قشنگتر از پریا تنها تو کو چه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند

پنجره رو وقتی که وا می کنی به هر طرف نگا نگا میکنی
پنجره رو وقتی که وا می کنی اینور و اونور و نگا میکنی
از این کوچه تا اون کوچه میدونم
که با نگات منو صدا میکنی که با نگات منو صدا میکنی
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند

ای یار قشنگ مو بلند مشکی پوشم
با رنگ ابرو هات شرق شرق نزنی تو گوشم
اگه یه روز بیای رو پشت بوم رخ بنمایی
خورشید که بخواد بالا بیاد روشو میپوشم
ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند
ای قشنگتر از پریا تنها تو کو چه نریا
بچه های محل دزدند عشق منو می دزدند عشق منو می دزدند

پنجره رو وقتی که وا میکنی به هر طرف نگا نگا میکنی
پنجره رو وقتی که وا میکنی اینور و اونورو نگا میکنی
از این کوچه تا اون کوچه میدونم
که با نگات منو صدا میکنی که با نگات منو صدا میکنی

 

 

رفيق >>> ستار

آه ای رفیق
آه ای رفیق
از چه فراموش کرده ای
آه ای رفیق
آن را که نقد هستی خود پاک باخته
آن را که غم خریده و شادی فروخته
آن را که چون شراره به یک لحظه سوخته
اما به حال سوخته یک عمر ساخته
آه ای رفیق
آه ای رفیق
نان گرم سفره ام را با تو قسمت کردم ای دوست
هر چه بود از من گرفتی غیر اه سردم ای دوست
دشمن من بودی ای رفیق رهم
دشمن این قلب پاک و بی گنهم
نام تو فانوس هر مسافر شب
از چه نتابیدی بر شب سیهم
آه ای رفیق
آه ای رفیق

 

مثل تو >>> شاهرخ

 

این کوله بار عشقو گذاشتی باز رو دوشم
هیچی نمونده تا من دوباره زیرو روشم

آن تیر که آن کمان چشم تو رها کرد
دیدی که چه ها کرد
دیدی که سراسیمه دل از سینه جدا کرد
دیدی که چه ها کرد
با خود دو هزار غصه و درد تازه آورد
دیدی که فقط آمد و یک درد دوا کرد


خیال نمیکردم که تو
یه روز عزیز من بشی
از این خزون بی کسی راه گریز من بشی
به فکر من نمیرسید
اصلا بدونی عشق چیه
اونی که دنبال هوس یا اون که عاشقت کیه

مگه میشه تو رو دید و به تو از دو رنگیا گفت
تو رو باید دید و باید به تو از قشنگیا گفت
مگه میشه که دروغ گفت به توئی که نازنینی
تو خودت میشناسی عشقو هرکجا اونو ببینی
هرکجا اونو ببینی

خیال نمیکردم که تو
یه روز همه کسم بشی
با من بی کس و غریب یه روزی هم قسم بشی
اصلا نمی اومد بهت که
عشقو حتی بشناسی
اما دیدم که مثل تو عاشق نمیشه هیچ کـسی

شبهای درازیست که در خلوت دل بیدارم
در بزم غریبانه ای از عشق تو دعوت دارم

 

 

غريبه >>> شاهرخ



يه مسافر يه غريبه
يه شبم بي پنجره
می روم با کوله بار سرگذشت و خاطره
خسته ام از خستگي ها
خسته از اين لحظه ها
مي شمارم لحظه ها را
بر نمي آرم صدا

قصه هاي من غمگين
اگه تلخه اگه شيرين
مي روم تا واسه فردا
بسازم دنياي رنگين

هر جا مي رم همه مي گن
يه غريبه اومده
نمي بينم هم صدايي اينم از بخت بده

من پر اميد اما دلم در التهابه
مي رم که تا در غربتم نوري بتابه
اي زندگي بيزارم از بيهوده بودن
مي رم که تا پيدا کنم فرداي روشن

هر جا مي رم همه مي گن
يه غريبه اومده
نمي بينم هم صدايي اينم از بخت بده

 

 

خيال نکن >>> شاهرخ

 

گـر فاصله ای هست میان من و تو بردار به لبخندی بردار به پیغامی

سلام ای نازنین باز نامه دادم
نمیره قصهء عشقت ز یادم
گذاشتی عمرتو پای دل من
نشستی پای حرفای دل من
نرنجیدی تو از امروزو فردام
نـترسیدی که من این سوی دنیام
منو شرمنده کردی با محبت
که دیدار تو اسمش شد زیارت

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم
به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکنم کنارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکـُنم کنارتم

اونور دنیا که باشی خودم میام میارمت
غصهء تنهائی نخور
تنها مگه میذارمت تنها مگه میذارمت

ببین که چی به روز این زندگیت آوردی
از وقتی دل سپردی
یادمه غصه خوردی یادمه غصه خوردی
موتو سفید کردی روتو سیاه کردی
تو با خودت عزیزم ببین چه ها کردی
خودتو فدای این عشق
چه بی ریا کردی چه بی ریا کردی

تو که رفتی پریشون شد خیالم
همه گفتن که من دیوونه حالم
نمیدونن که این دیوونه در فکر شفا نیست
که هرچی باشه اما بی وفا نیست

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم
به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکـنم کنارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکـنم کنارتم

انور دنیا که باشی خودم میام میارمت
غصهء تنهائی نخور
تنها مگه میذارمت تنها مگه میذارمت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


?bardiya2 | پیوند | 2 نظر | ارسال نظر

| 1386/4/28
Kaham گفت:
saite khobiye ama mahdode in hame matlab vase yek nafar avazash kon by
بروز رسانی | 1387/3/24
زهرا رفيعی گفت:
سلام

بعد از اینهمه امتحان ِهنوز مانده

حالا که آتش در سرم می سوزد انگار

به روزم با یک پست پر شعر

ازاینکه مرا می خوانید متشکرم