| X Close | ||

نیمه ی گمشده ام :شب فرا رسیده و تاریکی و سکوت و ترس همه ی آسمان ذهنم را انباشته . تنها دلم ارزوی دیدن تو را دارد دلم برای روزهای با تو بودن تنگ شده .دلم ارزو دارد دوباره صدای گرم تو را بشنود .دوباره عاشقانه به چشمانم نگاه کنی و مرا هم وادار کنی که به چشمانت خیره شوم اما من نمی دانم که چرا نمی توانم به چشم کسی اینگونه بنگرم .می دانم تو کس نیستی تو همه کسی.پس من با همه ی وجود به چشمانت می نگرم.
دلم تنگ شده برای لحظه ای که دوباره دستانم را دردست بگیری وبرایم دوباره ازعشق بگویی.

ولی افسوس که تو نیستی ومن ازروزهای باهم بودن فاصله دارم. برگرد توبرایم حکم باران را داری. بیا واین وسیع ترین کویر دلم را بارانی کن وبرای من که تنها ترین عاشق این دیارم همدمی باش ویاوری برای تمام انتظار های بی دیدارم ومیثاق بی سرانجامم.