.•*..*• تنها از تنهایی*•.•*..*•.

همه چی از همه جا
Bookmark || || RSS
مرگ

 

روي تخته سنگي نوشته بود:اگر کسي عاشق شد چه کند؟من هم زير آن نوشتم:بايد صبر کند.براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته من کسي نوشته بود:اگر صبر نداشت چه کند؟من هم با بي حوصلگي زير آن نوشتم: بميرد بهتر است.براي بار سوم که از آنجا عبور ميکردم،انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد،اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم

 

اون چشايه قشنگت واسه من ترانه سازه
امان از اين زمونه كه نخواست با من بسازه
ميخوام برات قصه بگم شايد كه خوابت ببره
شايد كه اين ترانه ها دوري رو از ياد ببره
من عاشقم با يه قلب پر از گناه
ولي تو بخشيدي منو با يه نگاه
اشكات مثله شبنم روي گل هاي ياسه
واسه روزهاي جدايي چاره سازه
يكي بود يكي نبود اما بدون خداي بود

همون كه سرنوشتم و با تو نوشت
قشنگ نوشت اما كه حيف ,يه برگ و خط و خطي نوشت
رو سنگ فرش  جاده اينو يادگاري برام  نوشت
تنهاي دل شكسته از آرزوت نشو خسته

.
.
.

داد ميزنم كه هستم
تا آخرش كنارت

تو خلوت بيابون يه خار خيلي تنهاست
اگر چه آب نخورده اما دلش يه درياست
تو خلوت بيابون پرنده ها مي ميرن
يکي بگه پس چرا اينجا يه عمر اسيرن
تو خلوت بيابون فصلها فقط يه رنگه
دل خار بيابون واسه اقاقي تنگه
روسنگهاي بيابون اسمتو مي نويسم

تاوقتي که پاک بشه به انتظار مي شينم
چه انتظار پوچي اسم تو پاک نميشه
داشتن تو به زورو به التماس نمي شه
دل شکسته ي من خسته شد از گلايه
کي گفته برمي گردي؟اينها همه سرابه
ثانيه ها مي دون دلها دور ميشن از هم
سهم ماها پس چي شد عشقي که موند ازش غم
تا کي  دلواپسي تا کي عقل؟
تا کي بايد بشينم پاي اون قول؟
کاشکي قبل رفتنت يا قبل عاشق شدنت
يه وعده اي داده بودي که نشينم به پايت

 


?bardiya2 | پیوند | 0 نظر | ارسال نظر